سخن رئیس‌ جمهور

ashraf ghani photo

اصلاحات بنیادی را که مردم افغانستان در نظام معارف خواهان آن هستند، تمام مردم شاهدش خواهند بود. من سر تمام مردم صدا می‌کنم که در سراسر کشور حشر ملی معارف را آغاز کنند.

ادامه سخن

تاریخچه ارگ

کابل شهری است با تاریخی کهن که مامن پادشاهان و امرای بسیاری بوده است. در گذشته حصاری آن را در بر می گرفت … ادامه مطلب

ترجمه بیانیه رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی در ششمین کنفرانس قلب آسیا – امرتسر هندوستان

14 قوس 1395

امرتسر، هندوستان  ۴ دسمبر ۲۰۱۶

به نام خداوند بخشاینده و مهربان.

نخست‌وزیر مودی، وزرای خارجه و دیگر وزرا، رؤسای هیئت‌ها، خانم‌ها و آقایان!

کنفرانس قلب آسیا در حالی تدویر می‌گردد که افغانستان با فرصت‌های بزرگ و تهدیدات عمده روبه‌رو است که پیامدهایی در سرتاسر آسیا و جهان به دنبال داشته است. بعد از گذشت حدود یک سال از کنفرانس پیشین قلب آسیا که در اسلام‌آباد پاکستان تدویر یافته بود، تأمل روی طرح‌ها و تمایلاتِ در حال ظهور، به ما کمک می‌کند که برای سال ۲۰۱۷ و بعد از آن آمادگی بگیریم.

با اظهار سپاس از مردم هندوستان به خاطر میزبانی امروزشان در شهر تاریخی و زیبای «امرتسر»  صحبت‌هایم را آغاز می‌کنم. شهر امرتسر قبلاً مرکز حواله‌جات و تجارت بود که هندوستان را به آسیای مرکزی، روسیه، شرق میانه و فراتر از آن وصل می‌کرد. همچنین از شما [مقامات هندی] به خاطر دیدار از «معبد طلایی» که در واقع یک خاطره خارق‌العاده بود، ابراز امتنان می‌کنم.

جناب نخست‌وزیر! شما با دو بار سفر به افغانستان به منظور افتتاح دو پروژه مهم و بزرگ به ما افتخار بخشیدید. پارلمان افغانستان به عنوان نمادی از یک رابطه‌ دوامدار تبارز خواهند نمود، بین بزرگ‌ترین دموکراسی جهان – یعنی هند – و مردم و حکومت افغانستان که متعهد به تحقق بخشیدن حقوق و وجایب دموکراتیک اتباع آزاد که در قانون اساسی‌‌شان تصریح گردیده، می‌باشند.

بند دوستی افغانستان و هند در سلما که ظرفیت تولید ۴۲ میگاوات برق و ذخیره‌سازی ۶۵۰ میلیون مترمکعب آب را دارا می‌باشد و بعد از ۴۰ سال انتظار به مرحله اکمال رسید، ارمغان‌آور زندگی بهتر و آورنده روشنی به خانه‌های مردم هرات گردید. جای شگفتی نیست که دیدار شما از افغانستان با جشن و پایکوبی بی‌شائبه در سرتاسر افغانستان استقبال گردید.

به همین ترتیب، موافقت‌نامه سه‌جانبه بندر چابهار که بین افغانستان، ایران و هند در تهران به امضا رسید، گام ارزنده‌‌ای در مبدل ساختن افغانستان، از یک کشور محصور به خشکی به یک پل ارتباطی، تلقی می‌گردد. سخنان اطمینان‌بخش شما مبنی بر حمایت پرقدرت ۱.۲۵ میلیارد مردم هندوستان با تعهد کمک اخیر یک میلیارد دالری در عرصه همکاری‌های انکشافی، به سرعت جنبه عملی به خود گرفت.

از آنجایی که ما تقریباً از یک میلیون مهاجر عودت‌کننده‌مان پذیرایی می‌کنیم، برنامه‌ها و پروژه‌های جدیدی که با کمک شما امکان‌پذیر گردید، باعث ایجاد، گسترش و تحکیم میلیاردها پیوند تاریخی بین دو ملت افغانستان و هند شد که به منظور توانمند ساختن مردم‌شان و دستیابی به صلح و رفاه، از طریق همکاری وقت خود را صرف نمودند.

دهلیز هوایی انتقال کالا که روی آن موافقه صورت گرفت و به زودی راه‌اندازی خواهد گردید، این امکان را برای مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان افغان و هندی فراهم می‌کند که به صورت آزادانه به محصولات و خدمات همدیگر دسترسی داشته باشند. بیش از دو هزار محصل افغان مصروف تحصیل در هند، نمایانگر آن هستند که نقش عمده‌ای را در رهبری و مدیریت روند دستیابی افغانستان به رفاه و ثبات، ایفا می‌نمایند.

میزان کمک‌های هند و نحوه ارائه آن بسیار تأثیرگذار است. کمک هند در سطح دولتی – دولت به دولت –  به‌منظور بهبود سطح زندگی مردم و رفاه آنان صورت گرفته است. این کمک و همکاری شفاف و بدون هیچ‌گونه مطالبه و وضع محدودیت صورت گرفته است. هیچ‌گونه موافقت‌نامه مخفیانه و شروط سرّی در این زمینه وجود ندارد. این کمک در واقع همگرایی منافع و ارزش‌های دو کشور است که از باورمندی به تعاون و همکاری الهام می‌گیرد. [خطاب به آقای مودی و مقامات هندی:] تشکر از شما!

خانم‌ها و آقایان!

تجدید تعهدات بین‌المللی به مردم افغانستان در جریان سال ۲۰۱۶ مؤثر واقع شده است. تصمیم تاریخی رئیس‌جمهور اوباما در مورد استقرار قوای امریکایی به مثابه تصمیمی برای مصؤون ساختن آینده افغانستان، همیشه مورد احترام ما بوده و در اذهان‌مان باقی خواهد ماند. ما از رئیس‌جمهور اوباما و تیم امنیت ملی ایشان به خاطر ادای احترام به قربانی قوای دفاعی و امنیتی افغانستان و اعتماد به اراده ما در راستای مبارزه با فساد و سر و سامان دادن امور مربوط به ما، تشکر می‌کنیم.

تعهد به کمک ۱۵ میلیارد دالری به ۳۵۴ هزار قوای امنیتی و دفاعی مقتدر ما در جریان کنفرانس سران ناتو در وارسا، تجدید مأموریت حمایت قاطع و علاوه بر آن تعهد کشورهای شامل این چارچوب که پسران و دختران‌شان در این مأموریت سهم گرفته‌اند، یک افق زمانی وسط‌‌مدت را برای ما میسر نمود تا توانایی و توانمندی قوای‌مان را تقویت کنیم.

ما از رئیس‌جمهور اوباما؛ خانم مرکل، صدراعظم آلمان؛ آقایان کامرون و رنزی، نخست‌وزیران بریتانیا و ایتالیا؛ رئیس‌جمهور اردوغان و دیگر رهبران، به خاطر تدویر نشست مذکور و تشکیل اجماع در مورد افغانستان، اظهار سپاس می‌نماییم. 

تعهد مبلغ ۱۵.۲ میلیارد دالر در نشست بروکسل به منظور حمایت از چارچوب ملی صلح و انکشاف افغانستان حتی با مؤثریت بیشتری همراه بوده است زیرا این امر در زمانی اتفاق افتاد که مباحثاتی مبنی بر این که جهان از کمک به افغانستان خسته شده و برای دستیابی به اولویت‌های خودشان تلاش می‌کنند، وجود داشت. اما با این حال، تمرکز جدی ما روی اصلاحات و گفتگوهای سازنده‌مان با همکاران انکشافی ما، با موفقیت چشمگیری همراه بوده است. همان‌طور که در کنفرانس مطبوعاتی بعد از نشست بروکسل خاطرنشان کردم، ما تعهد می‌سپاریم که این مبلغ را همانند یک خط اعتباری، در راستای دستیابی به تعهدات و به‌منظور آوردن اصلاحات اساسی و پی‌درپی به مصرف برسانیم. از تمامی شما به خاطر حضورتان و تعهدات‌تان به خصوص از تلاش‌های خانم موگرینی معاون اتحادیه اروپا و همکاران‌شان و همچنین تلاش‌های ایالات متحده در حمایت از ما قدردانی می‌کنیم.

با اعتقاد به این که تقویت و توسعه همکاری‌ها مستلزم کار پایدار، سرمایه‌گذاری و ایجاد روابط است، ما نه به تعهدات نشست وارسا و نه کنفرانس بروکسل، بسنده نمی‌کنیم. به جای آن، ما روی پیاده نمودن تعهدات‌مان به صورت عملی در میدان‌های جنگ و در عرصه اصلاح سیستم حکومتداری – اعم از جمع‌آوری عواید و بررسی نهادهای حاکمیت قانون – تمرکز می‌کنیم. 

از شما به خاطر فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، به خاطر تعهدات‌تان نسبت به ما و ارزیابی‌ نمودن پیچیدگی چالش‌هایی که دامنگیر ماست، تشکر می‌کنیم.

با افق‌های زمانی وسط‌مدت که با تدویر کنفرانس‌های وارسا و بروکسل به وجود آمد، ما با دلگرمی بیشتر تلاش می‌کنیم که ثبات و امنیت را در کشورمان تأمین و رفاه را برای مردم‌مان به ارمغان آوریم. تحرک به خاطر دستیابی به اهداف مذکور نیازمند یک چارچوب و پلان عملی به منظور درنظرداشتن ابعاد پوتانسیل ما در سطح آسیا و در مقیاس دقیق‌تر اوراسیا می‌باشد زیرا روسیه در این روند یک جانب عمده محسوب می‌گردد و در نتیجه این امکان وجود دارد که پوتانسیل و مشکلات‌مان در تقابل با یکدیگر قرار گیرند. بنابراین، غور و بررسی‌های امروز و نشست قلب آسیا – پروسه استانبول، با سرنوشت بهم‌پیوسته افغانستان و آسیا رابطه دارند.

اجازه بدهید از دولت ترکیه به خاطر ایجاد پروسه استانبول، نشستی که رفته‌رفته و به صورت موفقیت‌آمیزی به یک روند سازنده و همه‌شمول مبدل گردیده است، تشکر کنم. به همین ترتیب، از جمهوری قزاقستان، جمهوری مردم چین و جمهوری اسلامی پاکستان به خاطر تدویر نشست‌های قبلی این پروسه ابراز امتنان می‌نمایم. از آذربایجان نیز به‌‎خاطر پذیرفتن میزبانی مشترک این نشست در سال آینده تشکر می‌کنم.

جلالتمآبان، خانم‌ها و آقایان!

تحول قاره آسیا از مفکوره به یک اقتصاد قاره‌یی از یک سو، و بهای سنگین مشکلات ناشی از موج پنجم خشونت سیاسی و تروریزم بر جوامع و طرز حکومت ما از سوی دیگر، به معنی قرار گرفتن ما در مرحله درک پوتانسیل‌ها و در عین حال رویارویی با مشکلات‌مان می‌باشد.  

همان‌طور که تجربه امریکای شمالی و افزایش جهانی سرمایه‌گذاری در عرصه ترانسپورت در قرن نوزدهم میلادی نشان می‌دهد، «اتصال» در به‌هم‌تنیدن سرزمین‌ها در راستای ایجاد یک نظام اقتصادی همگرا نقش کلیدی را ایفا می‌کند. دولت‌های مستقل آسیای مرکزی و قفقاز نمایانگر تأثیرات دگرگون‌کننده سرمایه‌گذاری روی مقوله اتصال می‌باشند. ترکمنستان طرح اتصال دهلیزها را در سپتمبر ۲۰۱۴ و در کنفرانس ترانسپورت پایدار که در هفته گذشته برگزار گردید، به وضوح بیان نموده است. افغانستان یکی از جوانبی است که از این رویکرد بهره‌مند می‌شود چنانچه مردم ما افتتاح بندر آقینه را که در تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۶ [۸ قوس ۱۳۹۵] صورت گرفت، تجلیل می‌کنند. نتیجه افتتاح بندر آقینه، تأثیر شبکه‌یی آن است زیرا این بندر زمینه را برای دسترسی به شبکه‌های ترانسپورتی بزرگ که ترکمنستان را به شبکه‌های خط‌آهن همسایگانش و کشورهای دیگر یعنی قزاقستان، آذربایجان، گرجستان، از یک طرف و ازبکستان، روسیه و فراتر از آن از طرف دیگر، فراهم می‌سازد.

به همین ترتیب، ورود اولین محموله کالاهای چین از طریق ازبکستان به بندر حیرتان یکی از نشانه‌های سرازیر شدن کالاها در آینده است. با ابراز خرسندی از صحبت‌های مؤثری که با رهبری کشورهای چین و ازبکستان داشتیم، ما منتظر افزایش میزان تعاملات با کشورهای مذکور می‌باشیم.

موضوع حائز اهمیت دیگر امضای موافقت‌نامه سه‌جانبه چابهار بین افغانستان، ایران و هند؛ و پروژه‌ی در حال تطبیقی است که منجر به وصل شدن شهر هرات به سیستم خط‌آهن و بنادر ایران می‌گردد. کاهش هزینه ترانسپورتی و قابل پیش‌بینی‌ بودن آن، ما را قادر می‌سازد که مؤثریت و کارایی تلاش‌های انکشافی‌مان را افزایش دهیم تا به موجب آن تغییرات ملموس در زندگی مردم‌مان بیاوریم.

زمانی که شبکه و کلاستر با هم یکجا شوند، تغییرات برگشت‌ناپذیر می‌شود. هر رابطه باعث ایجاد تأثیر شبکه‌یی می‌گردد، اما زمانی که این شبکه‌ها با همدیگر وصل شوند یک تأثیر انکشافی مرکب را ایجاد می‌کند که می‌تواند مردم ما را از فقر به رفاه ترقی دهد. تاپی نمونه‌ای از تأثیر شبکه‌ای است که در وهله اول به عنوان یک خط لوله مطرح گردید اما اکنون این طرح در حال گسترده‌تر شدن به یک کلاستر شامل خط لوله، لین‌ انتقال انرژی، شبکه فایبر نوری، خط‌آهن، سرک‌ها و میدان‌های هوایی است که منجر به ایجاد یک سیستم پیوسته اتصال بین ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند گردیده است.

موقعیت ما در قلب آسیا و تحرکات اخیرمان، به ما اعتماد می‌بخشد که سرمایه‌گذاری در زمینه اتصال در افغانستان می‌تواند به سطح آسیا نتایج و تأثیر داشته باشد. در نتیجه، یک رویکرد کلاستری در راستای توسعه زیربنایی در صدر اولویت‌های انکشافی ما قرار دارد که بتواند فضاهای پراکنده (غیرقابل استفاده) را به یک سیستم یکپارچه مبدل سازد و شریان‌های قلب آسیا را باز نماید.

یک سیستم خط آهن را در این کلاستر تصور کنید که چین را با ایران، پاکستان و هندوستان وصل می‌کند. ارزیابی‌های ابتدایی ما نشان می‌دهد که می‌توان از طریق افغانستان، در حدود پانزده هزار میگاوات انرژی را از آسیای مرکزی به آسیای جنوبی انتقال داد که طی پنج سال، افغانستان را از یک کشور واردکننده انرژی به یک مرکز انتقال انرژی و صادرکننده آن مبدل می‌سازد.

توانایی ما به ‌خاطر جذب ۹۰۰ میلیون دالر سرمایه‌گذاری سکتور خصوصی در عرصه انرژی در طول پنج ماه گذشته، که از آن جمله ۷۰۰ میلیون دالر آن را متشبثین افغان تقبل نموده‌اند، نمایانگر این است که ما در حال به دست آوردن اعتماد سکتور خصوصی می‌باشیم. ما از تمامی شرکت‌های کشورهای شما دعوت می‌نماییم تا موجب ایجاد یک تغییر گردیده و در عین حال منفعت مشروع کسب نمایند. از آنجایی که ساخت خط‌آهن مستلزم همکاری مشترک کشورهای همکار و سازمان‌های انکشافی می‌باشد، امیدواریم که شما را نسبت به پیامدهای مثبت این سرمایه‌گذاری، متقاعد بسازیم.

افغانستان باید از وابستگی به کمک‌ها رهایی یابد و ما توانایی این کار را داریم. ذخایر هایدروکاربن و منرال‌های ما در حدود تریلیون‌ها دالر تخمین شده و ما ظرفیت این را داریم که ۲۶ میلیارد مترمکعب آب را مهار سازیم. حمایت به‌موقع، کارآمد و مؤثر از طریق هماهنگی جهانی و آسیایی برای حمایت از سیستم زیربنایی‌های افغانستان، به‌زودی ما را قادر به نایل شدن به خودکفایی نموده و مردم ما را از فقر به سوی رفاه سوق خواهد داد.

استفاده از انکشاف تأمین مالی حاضر و جدید و ابزار تضمین‌کننده ریسک، برای تحقق هدف مشترک ما، حیاتی خواهد بود. مهم‌تر از آن، ما باید با اشباح داخل خانه یعنی موج پنجم خشونت سیاسی و تروریزم مقابله کنیم.

رهبران گرامی، خانم‌ها و آقایان!

یک کشور فقیر در حال توسعه در یک شرایط عادی منطقوی و بین‌المللی از نعمت بیان دیدگاه‌ و متعاقباً انکشاف یک پلان تطبیقی برای تحقق بخشیدن به آن برخوردار می‌باشد، اما با تأسف، ما از این نعمت محروم هستیم. چالش‌هایی که ما با آن روبه‌رو هستیم، زنجیره‌یی، پیچیده و وابسته به همدیگر بوده که نیاز به وحدت عمل در سطح آسیا، جهان، اسلام، ملی و منطقوی دارد. همان‌طور که پیوند ضعیف در زنجیر نشانگر سرعت حرکت است، ما هیچ چاره‌ای جز تمرکز همزمان روی مقوله‌های «مدیریت بحران» و «مدیریت تغییر» نداریم و در عین زمان ایجاد و توسعه همکاری‌ها مسأله دیگری است که باید به آن توجه دقیق صورت گیرد.

ماهیت، مقیاس و وسعت پنجمین موج خشونت سیاسی و تروریزم، ریشه‌ی مشکلات می‌باشند. ملت ما با قرار گرفتن در خط مقدم این موج و مقابله با آن، بهای گزافی را با قربانی شدن مردم و از دست دادن فرصت‌ها، پرداخته و هنوز هم می‌پردازد. سال گذشته ما بیشترین تعداد قربانیان ملکی و نظامی را در جهان متحمل شدیم که برای ما غیرقابل قبول است. هرچند امری اجتناب‌ناپذیر است، اما می‌توان از آن جلوگیری کرد.

با تأمل روی چهار موج قبلی خشونت که بین سال‌های ۱۸۶۰ الی ۱۹۹۰ به وقوع پیوسته است، مقابله با موج پنجم همان‌طور که پالیسی دفاعی استرالیا نیز تأیید نموده، نیازمند یک استراتیژی ۱۰ الی ۲۰ ساله می‌باشد.

موج پنجم بر اساس شیوه‌های خشونت و ویرانگری در چهار موج قبلی که آنارشیزم آغازگر آن بود، ایجاد، ترکیب و تقویت شده است.  تأثیر شبکه‌یی موج پنجم تشدید یافته است زیرا این موج، از پتانسیل عظیم خود که در گذشته روابط رودررو بود و اکنون به روابط فیسبوکی تغییر یافته است، بهره‌برداری می‌کند. از آنجایی که هدف اساسی موج پنجم برهم زدن قرارداد اجتماعی بین شهروندان و دولت از طریق حمله همه‌جانبه بر آزادی‌هایی می‌باشد که از ایجاد نظام‌های دولتی ملی و بین‌المللی تبلور یافته است، به حرکت در آوردن نظام دولتی در تمامی سطوح به منظور غلبه و نابودی این موج، حائز اهمیت بوده و حیاتی است.

ما شاهد پنج پدیده مرتبط با همدیگر هستیم. نخست، شبکه‌های اقتصاد جرمی است که با تکیه بر مواد مخدر و قاچاق آن، قاچاق انسان و دیگر فعالیت‌های غیرقانونی عمل می‌کنند، که باعث فراهم نمودن بستر لازم برای سیاست‌های جرمی می‌گردد. مواد مخدر محرک عمده خشونت می‌باشد که به طور نمونه می‌توان به جنگ مواد مخدر امریکای لاتین اشاره نمود.

دوم، نزدیک به سی گروه تروریستی که سازمان ملل متحد آنان را رده‌بندی نموده است، تلاش می‌کنند که با ایجاد پایگاه در کشور ما، ممالک خود، منطقه و جهان را بی‌ثبات سازند.

سوم، عملیات نظامی در پاکستان منجر به جابه‌جایی عمده اما انتخابی شبکه‌های افراطی پاکستان و متحدان آنها به داخل خاک افغانستان گردیده است.

چهارم، با وجود مذاکرات دوجانبه و چندجانبه ما با پاکستان، جنگ اعلام‌ناشده – عنوانی که من در زمستان سال ۲۰۱۴ برای این جنگ برگزیدم – نه تنها فروکش نکرده بلکه در جریان سال ۲۰۱۶ مخصوصاً بعد از کنفرانس بروکسل بیشتر از گذشته تشدید یافته است. شایان ذکر است که بالاترین میزان استعمال قوه و دفاع منظم از کشور ما بین 4 اکتوبر 2016 الی 20 نوامبر 2016 (۱۳ میزان – ۳۰ عقرب ۱۳۹۵) صورت گرفته است.

پنجم، پاسخ دولت‌ها در این زمینه پراکنده بوده و برخی از آنان هنوز هم برای شبکه‌های تروریستی پناهگاه فراهم کرده از آنان حمایت می‌کنند و یا با آنان مدارا می‌کنند. همان‌طور که آقای کاکازاده یکی از چهره‌های کلیدی تحریک طالبان اخیراً گفته است که اگر آنها در پاکستان پناهگاه نداشته باشند، حتی یک ماه هم دوام نخواهند آورد، بنابراین، ما نیاز به گفت‌وگو و مذاکره جدی داریم. با درنظرداشت موضوعات فوق، صحبتم را با ارائه پیشنهادات ذیل به پایان می‌رسانم:

در وهله نخست، مبارزه با اقتصاد جرمی مستلزم تدویر جلسه در سطح آسیا و منطقه و اثبات هویت کسانی است که از تولید، پروسس، قاچاق و مصرف مواد مخدر سود می‌برند. این امر نیازمند تلاش بین‌المللی است تا بدون بازی ملامت کردن یکدیگر، بتوانیم این پدیده را از ریشه برکنیم.

دوم، ما یک میکانیزم آسیایی و بین‌المللی را پیشنهاد می‌کنیم؛ هرآنچه خصوصاً برای همسایه ما پاکستان قابل قبول است که در مورد فعالیت‌های سرحدی ‌و عملیات‌های تروریستان تحقیق نموده و آنها را مورد بررسی قرار دهند. ما بازی ملامت کردن یکدیگر را نمی‌خواهیم. ما فقط خواستار تحقیق و بررسی مسایل فوق و اثبات آن هستیم.

سوم، برای مقابله با افراط‌گرایی نیاز به یک صندوق وجهی است. پاکستان سخاوتمندانه ۵۰۰ میلیون دالر را برای بازسازی افغانستان تعهد نموده است. وزیر سرتاج عزیز! [مشاور امنیت ملی پاکستان] از این صندوق وجهی به خوبی می‌توان برای مهار افراط‌گرایی استفاده نمود، زیرا بدون صلح، هیچ مبلغی برای برآورده ساختن نیازمند‌ی‌های مردم ما کافی نخواهد بود. ما بین فرصت‌ها و تهدیدات تعادل ایجاد کرده‌ایم. اطمینان دارم که تلاش متمرکز، آگاهانه و سیستماتیک می‌تواند ما را به پیروزی نزدیک ساخته و منجر به باامن شدن افغانستان و آسیا گردد.

بار دیگر تشکر از توجه شما!