سخن رئیس‌ جمهور

ashraf ghani photo

اصلاحات بنیادی را که مردم افغانستان در نظام معارف خواهان آن هستند، تمام مردم شاهدش خواهند بود. من سر تمام مردم صدا می‌کنم که در سراسر کشور حشر ملی معارف را آغاز کنند.

ادامه سخن

تاریخچه ارگ

کابل شهری است با تاریخی کهن که مامن پادشاهان و امرای بسیاری بوده است. در گذشته حصاری آن را در بر می گرفت … ادامه مطلب

ترجمه بیانیه رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی در کنفرانس بروکسل برای افغانستان

14 میزان 1395

بروکسل – بلجیم | ۱۴ میزان ۱۳۹۵ | ۵ اکتوبر ۲۰۱۶

به نام خداوند بخشاینده و مهربان.
جلالتمآبان!
اجازه بدهید که من، همچنین به نمایندگی از داکتر عبدالله، امروز  با ابراز سپاس از نمایندگان برجسته ۷۵ کشور و ۲۵ نهاد بین‌المللی که یگانه هدف‌شان از حضور در این کنفرانس کمک به افغانستان است، آغاز کنم. ما، کشورها و نهادهای بین‌المللی، با اتفاق نظر روی ارزش‌های دموکراسی و حقوق بشر، با یک دیدگاه مشترک در قبال تروریزم که ثبات جهانی را در معرض تهدید جدی قرار می‌دهد، با درک ضرورت به رهبران متحد دارای انگیزه‌ی مشترک احترام به قوانین بین‌المللی و حاکمیت کشورها و تعهد برای ریشه‌کن نمودن فقر و دست یافتن به اهداف انکشاف اجتماعی، با هم به مثابه شرکا یکجا شده‌ایم.

افتخار دارم که سپاسگزاری قلبی‌ ملت افغانستان را به شما ابراز کنم. با درک اندوه برخاسته از جنگ و دلتنگی از بیجاشدگی؛ حکایت وضعیت ما طی چهار دهه گذشته تبعید و مهاجرت، بوده است. علی‌رغم بدبختی، «انعطاف‌پذیری» مشخصه‌ی ملی ماست؛ که نشأت‌گرفته از تاریخ طولانی‌مان به عنوان مکان برخورد فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، ایمان اسلامی پایدارمان، اعتقاد راسخ‌مان مبنی بر این که می‌توانیم بر گذشته غالب شویم و فرهنگ مهمان‌نوازی و دوستی‌مان می‌باشد.

شما، برای مردم ما دوستان و روزنه‌ی امید بوده‌اید. جامعه بین‌المللی به مردم ما دست همیاری داده است تا به ما کمک کند که از سال‌های جنگ، فقر و ستم رهایی یابیم. شما در کشوری که آرزوی تعلیم‌یافته شدن اطفال‌اش را در سر می‌پروراند، مکاتب را اعمار نموده‌اید. شما در جایی که زندگی‌ها آکنده از دردهای روحی، بیماری و مرگ‌های زودرس است، کلینیک ساخته‌اید و به داکتران و نرس‌های آن آموزش داده‌اید. شما کمک کردید تا مکانی که مزارع در آن تخریب و مملو از ماین‌های زمینی شده بود و به صورت غافلگیرانه دست و پای اطفال مصروف بازی‌های کودکانه را از آنها می‌گرفت، عاری از خطر گردد تا تاک‌های انگور و باغ‌های‌مان را دوباره در آن غرس کنیم. شهروندان ما اعم از پسر و دختر، زن و مرد، متعلمین و معلمان، کوچی، روستایی و شهری، پیر و جوان، آن دست یاری را احساس نمودند و ما امروز بر سپاسگزاری ملت‌مان مهر تأیید می‌زنیم.

زنان افغان در ۱۵ سال گذشته تاریخ‌ساز بوده‌اند. با وجود آن که زنان افغان متحمل رنج‌ها و تبعیض جنسیتی گردیده‌اند، احساس شکست ننموده و خود را به منظور تحقق حقوق، مکلفیت‌ها و فرصت‌های مساوی که قانون اساسی ما برای تمام اتباع افغانستان میسر می‌سازد‌، وقف نموده‌اند. من قابلیت و توانایی زنان افغان را به خاطر دفاع از حقوق‌شان می‌ستایم. آنها با وضاحت و روشنی به عنوان کسانی که هویت‌شان برخاسته از ارتباط خویشاوندی‌شان با مردان می‌باشد نه، بلکه به عنوان «‎زنان» صحبت می‌کنند. وقتی که به زنان ما از نقطه‌نظر سرگذشت و طبقه آنان نظر اندازیم، قصه‌های آنان که خود را منحیث حامیان فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بازیافته‌اند، الهام‌بخش است. وقتی به صورت مجموعی و از نقطه‌نظر اثرات شبکه‌یی، زنان را مورد سنجش قرار دهیم، آنان گام بلندی به منظور ایجاد یک تحول تاریخی در زندگی و نقش زنان افغان برمی‌دارند. حمایت از این عرصه‌ی درحال ظهور برای تغییرات مداوم، نیازمند توجه متمرکز، منابع و اراده سیاسی می‌باشد.

با تأسف، در مقابل تغییر هر زندگی، ده زندگی دیگر همچنان در معرض خطر باقی می‌ماند. اگر شما به این موضوع که زنان دهقان با چهل دالر چه کاری انجام داده‌اند که به نان‌آوران فامیل‌شان مبدل گردند و یا از آنان بشنوید که با چه عزت و وقاری – که در نتیجه توانمندی اقتصادی حاصل گردیده – صحبت می‌کنند، شما باور نخواهید کرد، اما باورمند می‌گردید که زنان افغان، محافظین ارزش‌های دموکراتیک مندرج قانون اساسی ما خواهند بود. امیدوارم که مشارکت خانم اول آنان با رئیس‌جمهور‌شان بیانگر این باشد که قدرت، در تعهد و احترام متقابل نهفته است. افتخار دارم تا از رولا به خاطر این که مفکوره‌های اصلاحی‌ام را با استدلال دقیق مبنی بر این که آیا مردم محروم، بیجاشده، فقیر و کسانی که در مورد آنان اهمال صورت گرفته را در اولویت قرار می‌دهد، مورد بررسی قرار داد، قدردانی کنم. خانم اول و من، سپاسگزاری عمیق‌مان را به زنان و مردان کشورهای شما، مخصوصاً از قوای اجرائیه و مقننه‌تان – به خاطر دفاع و حمایت‌تان  از توسعه و دوام دستاوردهای زنان افغان و توانمند ساختن آنان – که موضوع نشست دیروز بود – و در حقیقت کلیدی برای یک افغانستان مرفه هستند، ابراز می‌کنیم. ما از بی‌بی خدیجه که در نخست کارفرما و بعداً همسر حضرت محمد(ص) بود و یکی از برجسته‌ترین تجار عرب است، الهام گرفته‌ایم.

جوانان و فقرا دو قشری که اکثریت مردم ما را تشکیل می‌دهند نیز تأثیرات حمایت شما را احساس خواهند کرد. زمانی که در سال ۱۳۸۱ (۲۰۰۲ م) به عنوان وزیر مالیه ایفای وظیفه می‌کردم، در حقیقت برای ماه‌ها در جستجوی یک رهبر یا مدیر توانا بودم و اکنون به عنوان رئیس‌جمهور، خوشبخت هستم که با سیلی از سوانح (سی.وی) مردان و زنان توانایی که دارای تحصیلات، تجربه و تعهد هستند، مواجه شده‌ام. با خواندن صدها پیشنهاد از افرادی که برای مقام شاروالی‌ها کاندیدا بودند، شواهدی که بیانگر یک تغییر نسلی در زمینه توانایی‌ها و مهارت‌های رهبری و مدیریت هستند، باعث شگفتی من گردید. تشکر به خاطر سرمایه‌گذاری‌تان!

ما در حال حاضر دارای پنج الی ده هزار افراد توانا که توانایی کار کردن و پیشبرد اصلاحات و پروژه‌هایی را که رأی‌دهندگان ما اختیار تطبیق آنها را به دولت وحدت ملی سپرده‌اند، می‌باشیم. داکتر عبدالله و من به نمایندگی از نسل جوان افغانستان که برای ما ثبات و رفاه خواهند آورد، از شما به خاطر ایجاد فرصت‌ها برای آنان ابراز سپاس می‌کنیم.

با توجه به این که ۳۹ درصد از مردم ما با عاید روزانه‌ی پایین‌تر از 1.35 دالر زندگی می‌کنند، فقر چالش دوامدار ماست. این موضوع بیانگر مصرف یک الی دو وعده غذا در روز، و احتمالِ پایین در شمولیت فرزندان آنان در مکتب می‌باشد. اگرچه ۶۱ درصدی که بالای خط فقر زندگی می‌کنند، می‌توانند سه وعده غذا بخورند و فرزندان‌شان را به مکتب بفرستند، زندگی تغییریافته‌شان را مدیون کمک‌های سخاوتمندانه شما از سال ۲۰۰۱ – بعد از پنج سال قحطی و ستم‌های طالبان -  هستند. ما با فروپاشی اجتماعی روبه‌رو بودیم. من به نمایندگی از مردم بی‌بضاعت‌مان، از شما به خاطر تعهدات سخاوتمندانه جدیدتان ابراز امتنان می‌نمایم، زیرا ما به صورت خستگی‌ناپذیری روی کاهش و محو فقر به عنوان وظیفه اصلی‌مان تمرکز می‌کنیم.

چند ماه قبل، در محفل فراغت ۵۴۹ تن از افسران آکادمی که ۱۳ تن آنان را قشر اناث تشکیل داده بود، اشتراک داشتم. این جوانان که بهترین بهترین‌ها می‌باشند، اراده ملی ما را برای دفاع از کشورمان تمثیل می‌کنند.

سرمایه‌گذاری شما روی قوای امنیتی و دفاعی ما از سال ۲۰۰۲ بدین سو، به ما توانایی بخشیده که جنگ علیه تروریزم، جرایم و بی‌ثباتی را رهبری و مدیریت نماییم. تعهدات سخاوتمندانه شما در کنفرانس وارسا به مردم ما اطمینان بخشیده که پسران و دختران رضاکارشان در صفوف قوای امنیتی و دفاعی به آموزش، تجهیزات و کمک دسترسی خواهند یافت تا از استقلال و حاکمیت کشورمان دفاع کنند. من از رئیس‌جمهور اوباما به خاطر تصمیم تاریخی‌اش برای حمایت از تلاش ما برای آزادی و دموکراسی تشکر می‌کنم. همچنین از تمامی رهبران به شمول نخست‌وزیر مرکل، نخست‌وزیر رنزی، نخست‌وزیر کامرون، رئیس‌جمهور اردوغان، رهبران چهار کشور شامل چارچوب و دیگر دولت‌ها و مردمان کشورهایی که از مأموریت حمایت قاطع جهت کمک، آموزش و مشوره‌دهی نیروهای ما حمایت می‌کنند، ابراز امتنان می‌نمایم.

تعهد شما نسبت به افغانستان، اهمیت بیشتری از مصرف پول برخوردار است. پسران و دختران شما شانه‌به‌شانه همراه ما جنگیده‌اند و به خاطر آزادی ما، متحمل قربانی‌های گزافی شدند. تمایل دارم که به نمایندگی از مردم افغانستان و قوای امنیتی و دفاعی ما، به احترام قهرمانان جان‌باخته‌ی کشورهای شما و کشور ما، درخواست کنم لحظاتی سکوت کنیم.
[سکوت رئیس‌جمهور و حاضرین برای چند ثانیه]

زمانی که قوای امنیتی و دفاعی ما مسؤولیت کامل تأمین امنیت را در ۱۱ جدی ۱۳۹۳ مصادف با اول جنوری ۲۰۱۵ برعهده گرفتند، تعداد کثیری از کارشناسان، سقوط قریب‌الوقوع ما را پیش‌بینی کردند. چه طور قوای امنیتی افغان می‌توانند وظیفه ۱۳۰ هزار سرباز آیساف را انجام دهند؟ تروریزم از القاعده تا پدیده نوظهور داعش، گروپ‌های طالبان، شبکه‌های جرمی پیرامون تجارت هیروئین و کسانی که برای‌ آن شبکه‌ها پناهگاه و کمک فراهم می‌کنند، در مقابل ما متحد شدند. با تعریف وظیفه حیاتی‌مان که همانا بقای کشور ماست، ما – حکومت وحدت ملی – قوای امنیتی و دفاعی‌مان را دوباره سازماندهی و تجهیز کردیم طوری که روزانه در ۱۵ ولایت عملیات راه‌اندازی می‌کنند.

ما هنوز روزانه ۱۵ الی ۱۸ مأموریت را انجام می‌دهیم. اما تفاوت عمده‌ای از سال ۲۰۱۵ تا اکتوبر ۲۰۱۶ وجود دارد. با اطمینان از حمایت مردمی وسیع و پشتیبانی کامل بین‎المللی، قوای امنیتی و دفاعی ما با اطمینان خاطر با قوای اخلال‌گر برخورد نموده و بر آنان غالب می‌شوند. کندز و وضعیت دیروز آن یک مثال است. با آگاهی از تمایل طالبان و حامیان‌شان به حمله – طوری که در اعلامیه مطبوعاتی کوتاه‌شان به انگلیسی بیان شده‌ بود – ما یک سری از حملات‌شان را که برای تحت‌الشعاع قرار دادن کنفرانس بروکسل طراحی گردیده بود، پیش‌بینی کردیم؛ گرچه گردهمایی رهبرانی که متعهد به مصؤون ساختن آینده شهروندان افغان هستند را نه می‌توان تحت‌الشعاع قرار داد و نه تحت‌الشعاع قرار خواهد گرفت. دشمنان آزادی می‌توانند بر گردش اخبار تأثیرگذار باشند، اما نمی‌توانند اراده ما را خدشه‌دار بسازند، تصمیم راسخ ما را مختل بسازند و یا توجه ما را از ساختن یک دولت قوی، دسترسی به مارکیت و نهادهای اجتماعی که یک کشور مستقل و مردم آزاد بدان نیاز دارند، منحرف گردانند. آخرین سِمتی که فکر می‌کردم عهده‌دار شوم «رئیس‌جمهور جنگ» بود، اما به عنوان سرقوماندان اعلای قوای مسلح‌، به اراده و قربانی‌ قوای‌مان ارج می‌نهم. تمام افغان‌ها، به طور اخص قوای ما، از شروطی که مستلزم قربانی ما می‌باشد، آگاهی دارند: آینده نسل‌های بعدی و حق دسترسی مردم افغانستان به استقلال، حاکمیت، دموکراسی، توسعه، صلح و وحدت.

تصمیم‌گیری در افغانستان، کار آسانی نیست، اما به این مسأله امیدوارم که تاریخ قضاوت خواهد کرد که ما در زمان مواجهه با گزینه‌های دشوار، گزینه درست را انتخاب کرده‌ایم. از آنجایی که هم مشکلات و هم راه‌حل‌های ما، مانند حلقه‌های زنجیر به هم مرتبط هستند و از آنجایی که ضعیف‌ترین حلقه زنجیر، قدرت زنجیر را تعیین می‌کند، ما باید در ابعاد متعدد فکر کرده و در چندین عرصه به صورت همزمان عمل کنیم. قبل از این که به مسیر فرارو بپردازم، تمایل دارم لحظاتی را به منظور بیان مختصر دستاوردهای مثبتی که به موجب کمک شما به سی میلیون برادر و خواهر افغان من، طی دو سال پسین تحقق یافته‌اند، اختصاص بدهم.

کمتر از دو سال پیش، ما اولین نشست وزارتی‌مان را در لندن تدویر نمودیم که در آن حکومت نوبنیاد وحدت ملی یک آجندای اصلاحی مستلزم سعی و پشتکار را ارائه نمود. آجندای مذکور با هدف قرار دادن افغانستان در مسیری به سوی خودکفایی از طریق ترکیبی از مدیریت سالم اقتصاد کلان، انکشاف بخش خصوصی و همچنین یک سیستم فراگیر و پایدار مالی و اداره عامه که پالیسی‌های عامه مورد بحث را به صورت دموکراتیک جامه عمل بپوشاند، ترتیب یافته بود.

در حالی که ما برای بقا مبارزه می‌کردیم، درک محدودیت‌های انکشافی ما و فایق آمدن بر آنان مستلزم توجه و کار تیمی بوده است. بنابراین، امیدوارم که چالش‌های ما، دستآوردهای دولت و تعهد مردم افغانستان برای پیشرفت را تحت‌الشعاع قرار ندهد.

تعیین اهداف برای عایدات و دستیابی به آن، یکی از عمده‌ترین آزمون‌های اراده سیاسی و ظرفیت رهبری و مدیریت می‌باشد. تعهد، زمانی وضاحت پیدا می‌کند که یک کشور فقیر از صندوق بین‌المللی پول دعوت می‌کند تا برای آنها هدف تعیین کند و از اجرائات آنان نظارت کند؛ فکر نمی‌کنم که آنان زیاد دعوت شوند!

علی‌رغم رکود شدید اقتصادی، ما در سال ۱۳۹۴ عایدات را به میزان  ۲۲ درصد افزایش دادیم. سپس با صندوق بین‌المللی پول روی یک برنامه سه‌ساله نظارت از کارمندان به توافق رسیدیم. جای خرسندی است که بگویم، دیروز از جانب آقای حکیمی وزیر مالیه مستعدمان اطلاع یافتم که ما اهداف تعیین‌شده برای عایدات سال ۱۳۹۵ را برآورده ساختیم. باید بگویم که ما سه ماه پیش از وقت تعیین‌شده به این هدف دست یافتیم.

بودجه‌های ما قابل اعتماد بوده و برنامه‌های مدیریت مالی میان‌مدت ما نیز میسر و امکان‌پذیر می‌باشند. برخلاف روش متداول، ما از کمک‌های مبتنی بر شرایط پشتیبانی می‌نماییم. ما نه تنها از صندوق بین‌المللی پول می‌خواهیم که روی مشروط بودن کمک‌ها با جدیت عمل کند، بلکه روشی مشابه را به شرکای‌مان نیز پیشنهاد می‌کنیم. این امر به ما در راستای ایجاد ثبات اقتصاد کلان و یک سکتور بانکداری سالم که بتواند رشد و رونق (اقتصادی) ما را تمویل کند، کمک خواهد نمود.

مشارکت انکشافی تازه ما با ایالات متحده مبتنی بر شرایط می‌باشد و ما تمام شرایط را برآورده ساخته‌ایم. از آقای کری به خاطر حمایت از این رویکرد سپاسگزارم. قرارداد دولت‌سازی با اتحادیه اروپا که دیروز به امضا رسید، گام مهم دیگری در این راستا می‌باشد. تشکر آقای توسک و خانم موگیرینی! کمک‌های شامل بودجه که از اصلاحات معتبر حمایت می‌کند در زمینه پاسخگویی، بازدهی، مؤثریت و شفافیت حایز اهمیت می‌باشند.

از آنجایی که پیوستن به سازمان تجارت جهانی مستلزم تلاش متمرکز و هماهنگی کامل بین قوای اجرائیه و مقننه دولت بود، ما قانون‌های مورد نیاز را ترتیب نموده و به پارلمان ارائه نمودیم و در سرطان ۱۳۹۵ به این هدف دست یافتیم.

این تلاش نیازمند یک گفتگوی مداوم با بخش خصوصی بود که درباره مؤثریت آن، بخش خصوصی مستقیماً شما را مطلع خواهند ساخت. اگر سرمایه‌گذاری بخش خصوصی معیاری بر اعتبار است، بنابراین من خبر خوبی دارم تا با شما شریک سازم. تنها در سه ماه گذشته ما از تعهدات بخش خصوصی 1.1 میلیارد دالر را به منظور سرمایه‌گذاری تأمین نمودیم. آنچه به طور خاص باارزش است این که از این جمله، ۸۰۰ میلیون دالر در بخش انرژی به مصرف می‌رسد که نیازمند یک چارچوب زمانی بیست‌ساله برای بازیابی سرمایه است. موضوع قابل توجه دیگر این است بخش عمده این سرمایه‌گذاری را، سه تن از متشبثین افغان از طریق مشارکت بخش دولتی و خصوصی (PPP) انجام داده‌اند. خبر دیگر این که یک شرکت بزرگ ترکی درصدد است که روی یک بند در ولایت هلمند که ظرفیت تولید ۱۰۰ میگاوات برق را دارا می‌باشد، ۲۰۰ میلیون دالر سرمایه‌گذاری ‌نماید که به صورت ویژه‌ای موجب مسرت است.

ما برای ده‌ها سال در مورد منابع آبی و ظرفیت‌مان برای تولید هزاران میگاوات برق، استفاده از موقعیت جغرافیایی‌مان به عنوان مرکز منطقوی ترانزیت و تجارت، پیوستگی بخش‌های شهری و روستایی‌‌مان، منابع معدنی‌مان، جلوگیری از فساد و کارهای شگرف دیگر، صحبت نموده‌ایم. حکومت وحدت ملی با درک این موضوع که باداران ما یعنی مردم افغانستان و شرکای ما یعنی جامعه بین‌المللی، تنها از روی کوشش‌های ما نه، بلکه از روی نتایج در مورد ما قضاوت کنند، به این رؤیاها نظم و ترتیب بخشیده است.

برای اولین بار طی چهل سال، ما کار دو بند با ظرفیت تولید ۶۰ میگاوات برق و ذخیره نمودن ۶۵۰ میلیون مترمکعب آب را به مرحله اکمال رساندیم. طی سه سال آینده، ما به ساخت بندهای بیشتری در مقایسه با ۲۵۰ سال گذشته آغاز خواهیم کرد تا به صورت تخمینی ۲۶ میلیارد مترمکعب آب را جهت آبیاری و تولید برق مهار کنیم. شایان ذکر است که ذخیره‌سازی آب، ما را قادر خواهد ساخت که یک سیستم منطقوی تجارت آب و نگهداری از آب را ایجاد کنیم. تمایل دارم از داکتر قیومی، دوست مستعدم سپاسگزاری نمایم که از وظیفه‌شان به عنوان رئیس پوهنتون سن‌خوزه استعفا دادند تا به خاطر مجموعه طرح‌های زیربنایی و سرمایه انسانی، وزرا و تمامی همکاران دیگر ما را که مطابق با توصیه‌ها و رهنمودهای ایشان عمل نموده‌اند را راهنمایی کنند.

در زمینه انرژی و زیربنا، ما از طریق موافقت‌نامه‌ها و مراسم گشایش پروژه‌ها، حرف‌ها و بحث‌های ده‌ساله را به عمل مبدل ساختیم. کاسا یک‌هزار، تاپی و چابهار در حال تحقق هستند و به تعقیب آنها، تلاش‌های متعدد به خاطر اتصال، در آینده صورت خواهد گرفت. از لحاظ اقتصادی، افغانستان بار دیگر با آسیای مرکزی و از طریق آن به اروپا وصل می‌شود. ورود اولین قطار باربری چین به افغانستان و موافقت‌نامه با هند در راستای ایجاد یک دهلیز هوایی جهت واردات و صادرات کالاهای کم‌حجم و با ارزش، مقدمه‌ای بر منفعت‌ها در نتیجه توسعه همکاری منطقوی می‌باشد.

رویکرد ما در قبال همکاری منطقوی از طریق انکشاف کلاسترها است. پروژه تاپی نمونه‌ای از یک کلاستر خواهد بود.
هر آنچه ما ملزم به انجام آن در زمینه زراعت بودیم، توجه جدی ما را با خود داشته است، زیرا رشد دوامدار زراعتی، کلیدی بر ثبات سیاسی و اجتماعی می‌باشد. خوشحالم که ۲۴۰ روستایی از سراسر کشورم، با من، داکتر عبدالله و کابینه‌مان در مراسم آغاز برنامه یک میلیارد دالری میثاق شهروندی، اشتراک نمودند. برنامه میثاق شهروندی، برنامه‌ای است که در ماه جنوری سال ۲۰۱۷ [جدی ۱۳۹۵] خدمات صحی، آموزش و پرورش، برق‎رسانی و آب پاک را به ۱۲هزار جامعه شهری و روستایی در سراسر افغانستان فراهم می‌کند. آنچه قلب مرا تسخیر کرد زمانی بود که ۲۴۰ تن از روستاییان ما ایستادند و این موضوع را به دولت گفتند که آنها در نیمه برنامه میثاق شهروندی، دو هدف را تعیین می‌کنند؛ نخست این که ما باید در مقابل هر جزء پول این سرمایه‌گذاری جوابگو باشیم و دیگر این که در ظرف چهار سال آنها باید اطمینان حاصل کنند که پنجاه فیصد از اعضای شورای قریه‌جات آنها را زنان تشکیل بدهند. در این زمینه تأمل کنید! نمایندگان شهری و روستایی ما می‌گویند که آنها باورمند به تغییر هستند. این امر بیانگر دگرگونی اجتماعی واقعی در عمل است.

شنبه گذشته، با کمک اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا، ما یک برنامه سند ملکیت زمین را آغاز کردیم که طی آن صدها هزار فامیل ساکن در نقاط شهری در پنج شهر بزرگ کشور به صاحبان اصلی دارایی‌شان مبدل می‌گردند. در ماه جنوری (۲۰۱۷) ما از تمام شما دعوت می‌کنیم که برای آغاز برنامه ملی توانمندسازی اقتصادی زنان با ما یکجا شوید تا با برنامه‌های‌مان به خشونت علیه زنان نقطه پایان بگذاریم و به صورت واقعی به مکلفیت‌های‌مان براساس قانون اساسی در راستای تأمین حقوق مساوی برای زنان جامه عمل بپوشانیم.

در جریان نشست مبارزه با فساد در لندن به میزبانی نخست‌وزیر کامرون، ما اعلام نمودیم که یک مرکز عدلی و قضایی مبارزه با فساد را ایجاد خواهیم کرد. خوشحالم که نه تنها این مرکز به صورت عملی کار خود را آغاز کرده بلکه اولین شخص را نیز دستگیر نموده است؛ یک مقام ارشد وزارت امور داخله که درخواست رشوه یکصد و پنجاه هزار دالری نموده بود، بالفعل دستگیر گردیده و به صورت علنی محاکمه خواهد شد. شورای ملی حاکمیت قانون تنظیم گردیده و قوانین را به منظور اقدامات بیشتر روی دست گرفته است.

ایجاد نهادهای حاکمیت قانون مبنی بر اهمیت پالیسی مبارزه با فاسد ما حایز اهمیت است و ما به‌نهایت از کار قاضی القضات و لوی‌سارنوال ابراز خرسندی می‌نماییم. مشکلات ما پابرجا بوده و باهم مرتبط هستند: جنایت و فساد با همدیگر مرتبط هستند و این امر نیازمند توجه منطقوی می‌باشد. ما در زمینه دستیابی به همکاری اقتصادی در منطقه، پیشرفت قابل ملاحظه داشته‌ایم. آنچه اهمیت حیاتی دارد، ایجاد اراده سیاسی برای همکاری منطقوی است.

تروریزم مرز نمی‌شناسد؛ تمایز بین تروریست خوب و بد، فراهم نمودن پناهگاه و تحمل این پدیده، نمی‌تواند وجود داشته باشد. تروریزم تنها تهدیدی برای افغانستان نه، بلکه برای تمام جامعه جهانی است.

ما به‌نهایت خرسند هستیم و به حوصله، توجه و تعهد استراتیژیک جامعه جهانی طوری که امروز نشان داده شد، افتخار می‌کنیم. من از شما جناب توسک، خانم موگیرینی، آقای کری وزیر امور خارجه ایالات متحده و تمام حضار عالی‌رتبه به خاطر نشان دادن اراده سیاسی‌تان ابراز امتنان می‌کنم.

اما ریشه مشکل در منطقه است؛ ما به سطح ملی، متعهد به وحدت، تلاش متمرکز و گفتگو هستیم. ما معاهده صلح امضا کردیم، ما با اجماع مردمی‌مان به صلح دست یافتیم، نه از طریق بیرونی. نکته کلیدی در آن، مطابقت با قانون اساسی ما بود. مذاکرات در کابل، پایتخت تمام افغان‌ها، صورت گرفت و این امر از طریق یک روند بین‌الافغانی تحقق یافت. افغان‌ها می‌توانند صلح کنند. ما صلح می‌کنیم. ما متعهد به سیاست‌های سازنده هستیم نه مخرب. ما به آن سیاست فرضی و سیاست شامل‌سازی متعهد هستیم که در آن هر افغان طوری که قانون اساسی مشخص ساخته با افغان دیگر برابر است.

بزرگ‌ترین وظیفه، (محو) فقر در منطقه است؛ تمرکز و اراده سیاسی در منطقه به خاطر تعریف فقر و تروریزم به مثابه دو چالش عمده ما، ایجاد گردیده است. تروریزم یک پدیده کوتاه‌مدت نیست، اگر چهار موج قبلی تروریزم تنها یک نشانه بودند، متأسفانه موج پنجم یک پدیده میان‌مدت [زمانگیرتر] است. ما باید قوای‌مان را یکجا ساخته، تمرکزمان را حفظ نموده و رو به جلو حرکت کنیم. افغان‌ها با توانایی برخاسته از فرهنگ انعطاف‌پذیری‌شان، (بر این چالش‌ها) غالب می‌شوند. ما به دست یاری دوستان‌مان نیاز داریم تا باور کنیم و به این نتیجه برسیم که برای یک ملتِ باعزت که هرگز موجب تهدید همسایگانش نگردیده و همیشه با آغوش باز از جامعه بین‌المللی استقبال نموده، چهل ساله رنج بس است.
تشکر به خاطر حمایت شما. تشکر به خاطر این نشست باشکوه. ما موفق خواهیم شد.